پذيرفتند، از قبيل ترجمهٴ فيلوكزنوس در سالهاي 505 ـ 508 يا هگزاپلا در سالهاي 615 ـ 617 (مقدمه 1، 290). پس از آن پروبوس انطاكي (پنجم ـ 2) كار ترجمهٴ آثار يوناني به سرياني را پيشِ روي نسطوريان گذاشت و سرجيوس رأسالعيني (ششم ـ 1) در مقياسي وسيعتر، پيش رويِ منوفيزيتان.
يعقوب زنزلوس يا بَرْدَعي1 اسقف اورفا (متوفا 578)، كليساي منوفيزيت را با چنان قدرتي بنا كرد، كه بعدها آن را به نام او يعقوبي ناميدند. نويسندگان معروف زير يعقوبي بودند: سوروس سيبخت قِن ـ نِشره (هفتم ـ 2) دانشمند مشايي و شاگردش يعقوب اورفايي (هفتم ـ 2)، موٴلف نخستين دستور زبان سرياني؛ ميكائيل مهين (دوازدهم ـ 2) مورخ؛ يعقوب بارشكّو (سيزدهم ـ
1) متكلم و نحوي؛ و بالاتر از همه ابوالفرج ابن العبري (سيزدهم ـ 2)، يكي از بزرگترين فضلاي سدههاي ميانه، كه دستور زبان سرياني را براساس نحو عربي زمخشري (دوازدهم ـ 1)، تنظيم كرد.
سنت نسطوري نيز كمتر درخور توجه نيست، پس از اثر پروبوس (پنجم ـ 2) و مدرسهٴ جنديشاپور، در زمان حنين بن اسحاق (نهم ـ 2)، به نخستين نقطهٴ اوجش رسيد و او نه تنها يكي از بزرگترين مترجمان همهٴ اعصار بود كه سبب شد بسياري از آثار برجستهٴ يوناني به جهان عربي انتقال يابد، بلكه نويسندهٴ سرياني پركاري هم بود كه يك دستور زبان سرياني و نخستين واژهنامهٴ يوناني به سرياني را تأليف كرد. باربهلول (دهم ـ 2)، موٴلف مهمترين واژهنامهٴ سرياني سدههاي ميانه، فعاليت لغتنويسي حنين را به كمال رساند. دستور زبان ديگري به اهتمام الياس طيرهاني (يازدهم ـ 1) تأليف شد. نسطوريان در جنوب هند و در آسياي مركزي و شرقي پراكنده شده بودند و در چين اعتبار زيادي بهدست آوردند.2 وقتي بار صوما (سيزدهم ـ 2)، از اروپا ديدار
G. M. Rae: The Syrian church in India (402 p., 7ill., Edinburgh 1892). T. K. Joseph, of Travancore; Malabar Christians and (their ancient documents (52 p., Trivandrum 1929); The Syrian Christian copper plates at Tirrvalla (20 p.,Kottayam 1933).
در مورد يادبود تاريخي نسطوري در سال 781 در شي ـ آن فو (نك مقدمه 1، 517). در مورد نسطوريان چين بهطور كلي نك
(Moule (1930); p. Yoshio Saeki; The Nestorian documents and relics in China (Tokyo 1937).